عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
328
كشف الحقايق ( فارسى )
صفحه ( 67 ) چو بد كردى مباش ايمن ز آفات * كه واجب شد طبيعت را مكافات اين بيت از نظامى گنجوى است و پس از آن چنينست : به چشم خويش ديدم در گذرگاه * كه زد بر جان مورى مرغكى راه هنوز از صيد منقارش نپرداخت * كه مرغى ديگر آمد كار او ساخت * * * صفحه ( 68 ) راحت مطلب دلا اگر مىشنوى * در مزرعهء خود آنچه كشتى دروى القصه از اين قضيه رمزى بشنو * آزرده كسى مكن كه آزرده شوى * * * صفحه ( 100 ) اى نسخه نامه الهى كه توئى * وى آينه جمال شاهى كه توئى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب هر آنچه خواهى كه توئى ( اين رباعى كه در مرصاد العباد ص 3 نيز آمده است در ضمن رباعيات بابا افضل كاشى ضبط شده است . مصنفات بابا افضل ج 2 ص 39 / 766 ) * * * صفحه ( 100 ) در جستن جام جم جهان پيمودم * روزى ننشستم و شبى نغنودم ز استاد چو وصف جام جم بشنودم * خود جام جهاننماى جم من بودم ( اين رباعى نيز در جمله رباعيات منسوب به بابا افضل مضبوط است . ص 26 / 754 ولى « هدايت » آن را از « زين الدين نسوى » دانسته است . رياض العارفين 333 ) . * * * صفحه ( 104 ) بمير اى دوست پيش از مرگ اگر مى زندگى خواهى * كه « ادريس » از چنين مردن بهشتى گشت پيش از ما ( اين بيت از قصيدهء مشهور حكيم سنائى غزنوى است بمطلع : مكن در جسم و جان منزل كه اين دون است و آن و الا قدم زين هر دو بيرون نه نه اينجا باش و نه آنجا ديوان چاپ استاد مدرس رضوى / ص 51 - 57 )